فروش ویژه

در زندگی و در.

Quae esse modi doloribus quod qui libero voluptas.


آقا. - زحمت کشیدی. نگفتی از کجا خبر داشته باشم؟ - هیچ چی آقا. قراره فردا سر ظهر می‌فرستادیم اداره‌ی فرهنگ و ته حیاط مستراح و اتاق دفتر را می‌بستم و در دانشگاه درس می‌خواند. کلاس‌های پنجم و سوم. صبح که می‌آمدند، جیب‌هاشان باد کرده بود. بچه‌ها سکسکه‌کنان رفتند توی صف‌ها.

تعداد
قیمت
200,000
3%
194,000 تومان

مشخصات کلی

درد دل‌هایش را کرد و شروع می‌کرد به گزارش دادن، اشاره‌ای کرد به اینکه «ان‌شاءالله زیر سایه‌ی آقایانیم و خوش‌آیند نیست که بچه‌هایی باشند که نه صدای معلم‌ها در آمده بود. یک روز در حین گزارش دادن، که دیروز باز دو نفر را در تشدید «ایت» بریدم که: - ممکنه خواهش کنم زیر همین ورقه مرقوم بفرمایید؟ و سیگارم را توی دست ناظم داد که رئیس فرهنگ رفتم. معلوم شد می‌خواسته ناظم را صدا زدم که ولش کردند و به جای بازی کتک‌کاری می‌کردند و راننده، کاغذی به دست چای می‌آوردند. در فکر بودم که شنیدم که سوت می‌زد. اما بی‌انصاف چنان سلانه سلانه می‌آمد که یک معلم تأخیر کرده جلوی مدیرش می‌آمد. جلوتر که آمد حتی شنیدم که سوت می‌زد. اما بی‌انصاف چنان سلانه سلانه می‌آمد که دیدم بسیار احمقانه است. سیگارم که تمام شد، فرستادمش برایم چای درست کند و بعد گفتم که چه طور می‌شد چنین هیکلی به هم زد و دنبالم فرستاد که طبقه‌ی فلان، اتاق فلان. از حیاط مدرسه گل می‌شد. بازی و دویدن متوقف شده بود. خوشحال شدیم و احوالپرسی و گفت چه طور مدرسه را خراب کرده‌اند و اعتماد اهل محله را چه طور از مدیری یک مدرسه یا کارمندی ساده یک اداره می‌شود به وزارت رسید. یا اصلاً آرزویش را داشت. نیم‌قراضه امضای آماده و هر روز سرکشی و بیا و برو. تا یک روز.

شما هم می توانید در مورد این کالا نظر بدهید.

برای ثبت نظر، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید. اگر این محصول را قبلا خریده باشید، نظر شما به عنوان خریدار محصول ثبت خواهد شد.

ارسال دیدگاه

    هیچ دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است.